تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن از صائب تبریزی غزل 6158
1. تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن
بر تن سیمین بران شد از عرق تر پیرهن
1. تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن
بر تن سیمین بران شد از عرق تر پیرهن
1. دیده خونبار می خواهد نسیم پیرهن
تشنه دیدار می خواهد نسیم پیرهن
1. مجلس رقص است، بر تمکین بیفشان آستین
دست بالا کن، گلی از عالم بالا بچین
1. خال یا تخم امید عاشق شیداست این؟
زلف یا شیراه جمعیت دلهاست این؟
1. سرو گلزار ارم یا قامت دلجوست این؟
زلف مشکین یا کمند گردن آهوست این؟
1. آن کف نظارگی، این از دو عالم می برد
در میان این دو یوسف فرق ای بینا ببین
1. جلوه مستانه آن سرو قامت را ببین
چشم بگشا موجه دریای رحمت را ببین
1. گوی سیمین ذقن، زلف چو چوگان را ببین
در رکاب ماه نو خورشید تابان را ببین
1. گلگل از می روی آتشناک جانان را ببین
گلفشانی را تماشا کن، چراغان را ببین
1. نرگس نیلوفری، مژگان زرین را ببین
چشم زرین چنگ آن غارتگر دین را ببین
1. خال را در زیر زلف آن پری پیکر ببین
گر ندیدی دانه از دام گیراتر ببین
1. روی جانان را نهان در خط چون ریحان ببین
چهره یوسف کبود از سیلی اخوان ببین