ایا نموده به صد علم در از ظهیر فاریابی قطعه 48
1. ایا نموده به صد علم در جهان معجز
تویی که دهر نظیر تو نیز ننماید
1. ایا نموده به صد علم در جهان معجز
تویی که دهر نظیر تو نیز ننماید
1. به خواب دوش چنان دیدمی که صدر جهان
بخواند پیشم و تشریف داد و زر بخشید
1. مربی فضلای زمانه شمس الدین
تویی که قفل امل را سخای توست کلید
1. ای به شش ضرب از جهان در نرد جباری فِره
تا ابد دوات روان بادا و حکمت بر نفاذ
1. عمادالدین تو آن تقدیر حکمی
که با قدرت فلک را نیست مقدار
1. ای بر سر ساکنان گردون
گسترده همای دولتت پر
1. سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین
از دولت تو تا به ابد انقلاب دور
1. ای دیده روزگار ز دیوان جود تو
هر روزه وجه راتب روزی وحش و طیر
1. سر اکابر دولت صفی دولت و دین
تویی که نیست تو را در جهان عدیل و نظیر
1. ای طلعت تو دیده جان را به جای نور
وی در صمیم دلها مهر تو جای گیر
1. ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
جان عدو فتد چو دل شمع در گداز
1. ایا شهی که فلک را مهار در بینی
کشد وفاق تو همچون شتر نشیب و فراز