1 گاه گاهم خانه از برق وصالش روشن است لیک تابروی نظر میافکنم در رفتن است
2 غارت دین میکند مژگان اومن چون کنم کاندرین ره هر سر مویی مرا یک رهزن است
3 ایکه پنداری چو فانوس آتشم در پیرهن شعله ور جانست چون شمعم که در پیراهن است
4 عارض خوی کرده ات ای گل ز گوهر خرمنی است چشم از مژگان پرنم خوشه چین خرمن است
1 ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست مردم ز زهر چشم تو این خشم و ناز چیست
2 آنی که با تو هست جز از من کسی نیافت محمود واقف است که حسن ایاز چیست
3 از عشوه تو غیر گمان وفا که برد؟ من آگهم که قصد تو ای عشوه ساز چیست
4 تا داغ عشق در دل شوخی اثر نکرد واقف نشد چو شمع که سوز و گداز چیست
1 سراپا شمع از آن نورست کز آلودگی دور است اگر سوزد چنین پروانه هم نور علی نور است
2 بیمن دامن پاک تو صافی دل بود عاشق که در آیینه ناظر صفا از عکس منظور است
3 نباید ذوق گفتارت بت چین باتو زان لافد چه فهمد نقش دیواری مکن عیبش که معذور است
4 من از آب حیات آن دهان مستم توهم دانی که این مستی که من دارم نه کار آب انگور است
1 خوش نیست بی تو ساقی گر بزم خلد باقی است از صحبت دو عالم مقصود روی ساقی است
2 خاکم بباد دادی دامن فشاندی اما تا دامن قیامت گرد ملال باقی است
3 صحبت خوش است با تو گر اتفاق افتد کوشش چه سود دارد چون دولت اتفاقی است
4 لعل ترا چه نسبت با چشمه حیات است هرکس که این نیابد در عین بی مذاقی است
1 نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست حلقه بر در گو مزن زاهد که کس در خانه نیست
2 در حریم کعبه و بتخانه عاشق محرم است هرکه با عاشق آشنا شد هیچ جا بیگانه نیست
3 سربسر احوال ما چون کوهکن جان کندن است قصه صاحبدلان درد دل است افسانه نیست
4 همچو مجنون نوغزالی رام من هرگز نشد چون کنم عقل معاشی با من دیوانه نیست
1 هزار شکر که مارا سر شکایت نیست وگرنه قصه جور تو را نهایت نیست
2 کنون که خرمن خوبی شدی زهی صافی که یک جوت بمن خوشه چین عنایت نیست
3 اگر حکایت حسنم کنم مرنج از من کجاست در همه عالم که این حکایت نیست
4 رخ تو مصحف حسن است و روشنت بخلق چنانکه حاجت تفسیر هیچ آیت نیست
1 هرکه برخاست ز سودای تو بر جا ننشست تا نیفکند بپای تو سر از پا ننشست
2 عرصه کوی تو صحرای قیامت باشد زانکه هرگز ز سر کوی تو غوغا ننشست
3 گرچه عمری بنشستم بسر راه امید جز سگ کوی تو کس با من شیدا ننشست
4 دل مجنون نه بدیوانگی از خلق رمید عقل او بود که با مردم دانا ننشست
1 غیر سوز و گریه کار عاشق درمانده چیست ای گل رعنا ترا بر گریه ما خنده چیست
2 باغبان گل زد در گلزار را در عهد او گر گل از رویت خجل شد باغبان شرمنده چیست
3 کشتن تخم محبت بنده را کار دل است ابر رحمت گر نمیبارد گناه بنده چیست
4 تا منم در خون خود غرقم ز بخت بد مدام من چه میدانم که بخت و طالع فرخنده چیست