آثار اهلی شیرازی

صفحه 37 از 182
182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی

غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی

1 گاه گاهم خانه از برق وصالش روشن است لیک تابروی نظر میافکنم در رفتن است

2 غارت دین میکند مژگان اومن چون کنم کاندرین ره هر سر مویی مرا یک رهزن است

3 ایکه پنداری چو فانوس آتشم در پیرهن شعله ور جانست چون شمعم که در پیراهن است

4 عارض خوی کرده ات ای گل ز گوهر خرمنی است چشم از مژگان پرنم خوشه چین خرمن است

1 ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست مردم ز زهر چشم تو این خشم و ناز چیست

2 آنی که با تو هست جز از من کسی نیافت محمود واقف است که حسن ایاز چیست

3 از عشوه تو غیر گمان وفا که برد؟ من آگهم که قصد تو ای عشوه ساز چیست

4 تا داغ عشق در دل شوخی اثر نکرد واقف نشد چو شمع که سوز و گداز چیست

1 سراپا شمع از آن نورست کز آلودگی دور است اگر سوزد چنین پروانه هم نور علی نور است

2 بیمن دامن پاک تو صافی دل بود عاشق که در آیینه ناظر صفا از عکس منظور است

3 نباید ذوق گفتارت بت چین باتو زان لافد چه فهمد نقش دیواری مکن عیبش که معذور است

4 من از آب حیات آن دهان مستم توهم دانی که این مستی که من دارم نه کار آب انگور است

1 خوش نیست بی تو ساقی گر بزم خلد باقی است از صحبت دو عالم مقصود روی ساقی است

2 خاکم بباد دادی دامن فشاندی اما تا دامن قیامت گرد ملال باقی است

3 صحبت خوش است با تو گر اتفاق افتد کوشش چه سود دارد چون دولت اتفاقی است

4 لعل ترا چه نسبت با چشمه حیات است هرکس که این نیابد در عین بی مذاقی است

1 نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست حلقه بر در گو مزن زاهد که کس در خانه نیست

2 در حریم کعبه و بتخانه عاشق محرم است هرکه با عاشق آشنا شد هیچ جا بیگانه نیست

3 سربسر احوال ما چون کوهکن جان کندن است قصه صاحبدلان درد دل است افسانه نیست

4 همچو مجنون نوغزالی رام من هرگز نشد چون کنم عقل معاشی با من دیوانه نیست

1 هزار شکر که مارا سر شکایت نیست وگرنه قصه جور تو را نهایت نیست

2 کنون که خرمن خوبی شدی زهی صافی که یک جوت بمن خوشه چین عنایت نیست

3 اگر حکایت حسنم کنم مرنج از من کجاست در همه عالم که این حکایت نیست

4 رخ تو مصحف حسن است و روشنت بخلق چنانکه حاجت تفسیر هیچ آیت نیست

1 هرکه برخاست ز سودای تو بر جا ننشست تا نیفکند بپای تو سر از پا ننشست

2 عرصه کوی تو صحرای قیامت باشد زانکه هرگز ز سر کوی تو غوغا ننشست

3 گرچه عمری بنشستم بسر راه امید جز سگ کوی تو کس با من شیدا ننشست

4 دل مجنون نه بدیوانگی از خلق رمید عقل او بود که با مردم دانا ننشست

1 غیر سوز و گریه کار عاشق درمانده چیست ای گل رعنا ترا بر گریه ما خنده چیست

2 باغبان گل زد در گلزار را در عهد او گر گل از رویت خجل شد باغبان شرمنده چیست

3 کشتن تخم محبت بنده را کار دل است ابر رحمت گر نمیبارد گناه بنده چیست

4 تا منم در خون خود غرقم ز بخت بد مدام من چه میدانم که بخت و طالع فرخنده چیست

آثار اهلی شیرازی

182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی