آثار اهلی شیرازی

صفحه 30 از 182
182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی

غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی

1 از لطف اگرچه با سگ خویشت عجب خوش است من کیستم که با تو نشینم ادب خوش است

2 گر کعبه وصال تو نتوان بسعی یافت ننشینم از طلب که درین ره طلب خوش است

3 گر بر تو خوش بود غم و اندوه عاشقی ورنی بهر که هست نشاط و طرب خوش است

4 من منع صوفی از می و شاهد نمیکنم با لعل یار ساغر می لب بلب خوش است

1 شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت هرکه را چشم برین طایفه افتاد بسوخت

2 شرر تیشه فرهاد دلیلست بر آن که دل سنگ هم از حسرت فرهاد بسوخت

3 مرد عشق آن زن هندوست که در کیش وفا زنده چونشمع در آتش شد و آزاد بسوخت

4 از تف خون دلم خنجر او سرخ شدست یاز سوز جگر من دل فولاد بسوخت

1 وادی مجنون و شان، عالم آزادی است از همه غم رسته است هر که درین وادی است

2 مرد ره عشق را از غم و شادی چه فکر مرد نیی گر ترا فکر غم و شادی است

3 بامی همچون چراغ ظلمت غم باک نیست گم نشود هر کرا پیر مغان هادی است

4 نسبت موی ترا باد بسنبل چو کرد هیچ پریشان مشو کاین سخن بادی است

1 بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست در همه معرکه یی قصه بد نامی است

2 جام می زهر شود در دل ما بی لب تو زهر خوردن به از این جام می آشامی ماست

3 ما که افروخته ایم آتش دل شمع صفت هرچه آید بسر ما همه از خامی ماست

4 چون سرانجام بدو نیک بجز مردن نیست کشته در عشق شدن نیز سرانجامی ماست

1 تا گوشه چشمی بمن آن سیم تن انداخت خوبان جهان را همه از چشم من انداخت

2 آن نرگس مستانه چو بر گل نظر افکند خون در جگر لاله خونین کفن انداخت

3 آزاده برآمد ز غم باد خزان سرو زان سایه که او بر سر سرو چمن انداخت

4 گر تا ابد از کوه دمد لاله عجب نیست زان خون که فلک در جگر کوهکن انداخت

1 قد طوبی و لب کوثر و خود حور بهشت است یارب ملک است آدمی این چه بهشت است

2 جز برق محبت نبود آتش موسی گر از سر طورست و گر از کنج کنشت است

3 آن لعل روان بخش بود یا خط نوخیز یا چشمه آبی که روان از لب کشت است

4 پیش رخ خوبش که ملک را نمکی نیست از حسن پری هیچ مگویید که زشت است

1 چنین که تشنه بخون لعل یاربی سبب است هلاک ما عجبی نیست زندگی عجب است

2 من از ادب نشمارم سگ درت خود را که آدمش نشمارند هرکه بی ادب است

3 اگرچه خاک شدم رخ متاب ای خورشید که ذره ذره غبارم هنوز در طلب است

4 به مجلسی که بود هزار دل پرخون چه جای ساغر عیش و پیاله طرب است

آثار اهلی شیرازی

182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی