آثار اهلی شیرازی

صفحه 29 از 182
182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی

غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی

1 گذشت در هوست عمر و یک نفس باقی است هنوز تا نفسی هست این هوس باقی است

2 بهار عمر خزان گشت و گل برفت از باغ هنوز مرغ مرا ناله در قفس باقی است

3 بسوخت با تو شکر لب رقیب روسیهم شکر نماند مرا زحمت مگس باقی است

4 برفت صید مرادم ز پیش چشم و هنوز هزار تیر ملامت ز پیش و پس باقی است

1 رقیب مانع دیدار یار من شده است عجب ستاره نحسی دچار من شده است

2 برزوگار که این فتنه بود کز خط تو بلای جان من و روزگار من شده است

3 بخون دیده و دل لعبتی که پروردم چرا چو گوهر اشک از کنار من شده است

4 کسی که از غم عشق تو عیب من میکرد چو دید روی ترا شرمسار من شده است

1 حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است با دیگران به صورت و باما بمعنی است

2 خاک ره از فروغ تو ای آفتاب حسن هر ذره را به چشمه خورشید دعوی است

3 عیسی دهد بمرده ز گفتار جان ولی مسکین کسی که کشته گفتار عیسی است

4 حال من و سگت زعنایت گذشته است احوال ما حکایت مجنون و لیلی است

1 با خوش نفسی می خور اگر ماهوشی نیست آواز خوشی باری اگر حسن خوشی نیست

2 گر روسیه از حسن تو گشتیم هم از ماست در آینه صورتگر چین و حبشی نیست

3 زاد منشین در صف میخانه که اینجا رندی است هنر کار بدستار کشی نیست

4 تلخ است مذاق غم و این چاشنی زهر جز من که شناسد که چو من زهر چشی نیست

1 نرگس رعنا اگر چشم و چراغ گلشن است لاله یی کز خون دل دارد نشان چشم من است

2 حاجت گفتن ندارد حال من ای شمع حسن قصه جانسوزی پروانه حرفی روشن است

3 دست چون در خون من دارد! اگر با دیگری دست در گردن کند خون منش در گردن است

4 آتش غم ساقیا ننشاند الا آب می رحم کن ای ابر رحمت کاتشم در خرمن است

1 جهان جوان ز بهار و خزان پیری ماست کنون بساغر می وقت دستگیری ماست

2 تو مست عیش و فقیران غبار غم دارند ترا چه غم ز غبار غم و فقیری ماست

3 وصال چشمه خورشید سایه تابش نیست مگو که دوری از آب حیات سیری ماست

4 اگر چو ذره دلیریم پیشت ای خورشید هم از حمایت مهر تو این دلیری ماست

1 بکوی عشق که طوفان نوح از آن وادی است هزار ساله غم از بهر یک نفس شادی است

2 غلام همت آنم که بنده عشق است که سرو با همه همت غلام آزادی است

3 حکایتی که صبا میکند ز وعده وصل بسی خوش است ولیکن حکایت بادی است

4 ز پیر میکده جو آب خضر اگر خواهی ز خانقاه چه خواهی؟ که دیو ره هادی است

آثار اهلی شیرازی

182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی