آثار اهلی شیرازی

صفحه 26 از 182
182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی

غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی

1 کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت جمال کعبه چو دیدم غبار راه برفت

2 به آستان تو چندان بسجده سودم رخ که سوده گشت رخ و نقش سجده گاه برفت

3 خوشم که طاعتم از سجده درت افزود دریغ، باقی عمرم که در گناه برفت

4 عزیز مصر وصال است یوسف دل باز ز خاطرش غم چاه از غرور جاه برفت

1 از عالم جان آنچه بما فیض رسان است حسن خوش و آواز خوش خوش نفسان است

2 صید دل من زاهد و صوفی نتوانند سیمرغ من آزاده ز دام مگسان است

3 بیدرد که از زخم محبت نشد آگه درد دل عشاق چه داند که چه سان است

4 عاشق طلبش چاشنی غم بود از دوست گر وصل هوس میکند از بوالهوسان است

1 یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟ غیر تسلیم و رضا چاره درین مسیله چیست

2 خرد سالی که هنوز آبله نشناخته است او چه داند که درون دل ما آبله چیست

3 نقد جانم همه در قافله اهل وفاست رهزن عقل چه داند که در این قافله چیست

4 پیش مرغان چمن تخت سلیمان با دست نازش از افسر زر هدهد کم حوصله چیست

1 گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است عشق گنجی است که تا روز قیامت باقی است

2 پیش تابوت من ای نخل خرامان بگذر که هنوزم هوس این قد و قامت باقی است

3 هر که در پای سگت کشته نشد روز وصال گرچه جان داد به هجر تو غرامت باقی است

4 گر کشندت بملامت نکنی توبه ز عشق سخن من بشنو ورنه ملامت باقی است

1 من که چون شمع ز داغ تو صدم روشنی است گر بگریم ز غمت غایت تر دامنی است

2 شب چراغ غم دل از در دلها طلبند ورنه محمود چکارش به در گلخنی است

3 این چه سحرست که آن آهوی صید افکن تو خود بخواب است و صدش غمزه بصید افکنی است

4 آفتابی تو و کس را نبود تاب نظر مگر آن کس که چو آیینه دلش آهنی است

1 نوروز من از طلعت چون ماه تو عید است نوروز بدین طلعت فیروز که دیدست؟

2 پیش آر قدح ساقی و بردار سر خم بگشای در عیش که دست تو کلید است

3 در صید گه عشق به فتراک ببندتد هر صید که در خون دل خود نطپیدست

4 باشد که تو خود رحم کنی ور نه جهانی سودای تو پختند و بجایی نرسیدست

1 ز گریه دل پر و لب همچو غنچه خندان است چو گل شکفته ام از گریه خنده ام زان است

2 بجز شکستگی عشق تندرستی نیست بیا که تجربه کردیم و درد درمان است

3 بهر خمی ز دو زلف تو عالمی دلهاست دو عالم است پریشان گر او پریشان است

4 ز باد فتنه غبار بلاست در ره خلق خوشا سری که بفکر تو در گریبان است

1 گر کوه تحمل کسی از بار ستم نیست در عشق تو ثابت قدم آن سست قدم نیست

2 پیشت فلک از بار غمت خم شده چون ماست در دور تو آزاده کس از بار ستم نیست

3 پیش تو وجود و عدم ما چه تفاوت در کوی بتان نیست وجودی که عدم نیست

4 پروانه اگر سوخت بر او شمع بگرید آن شمع نگاهش بمن سوخته هم نیست

آثار اهلی شیرازی

182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی