1 هر جا که بنگری رخ او در تجلی است مجنون اگر شوی همه آفاق لیلی است
2 دور از توام بصورت و در معنیم قرین صورت تفاوتی نکند اصل معنی است
3 ما را که دل بطرفه غزالی گرفته انس مجنون صفت گریختن از خلق اولی است
4 گر سرو با تو لاف زد آزاده اش مخوان آزاده نیست هر که گرفتار دعوی است
1 کسی کش بوی آن گل در دماغ است ز گلزار بهشت او را فراغ است
2 مگر آن گل به بستان شد که لاله ز شرم عارضش در کنج باغ است
3 چرا روشن نباشد بزم مستان که شمع روی یار اینجا چراغ است
4 ز غم باز آن گل رعنا کرا کشت؟ که غرق خون دگر منقار زاغ است
1 عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت وز سیلی عشق آنهمه از گوش بدر رفت
2 من سوختم از عشق و ترا هیچ خبر نیست وز ناله من در همه آفاق خبر رفت
3 این سیل سرشک آخرم از ضعف چنان کرد کز دیده یکی قطره بصد خون جگر رفت
4 هش دار که بس مرغ جگر سوخته از آه افروخت چراغ گل و بر باد سحر رفت
1 به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است چه دلبری تو که زهر از کف تو تریاک است
2 چه شد که جامه یوسف شد از زلیخا چاک هنوز جان زلیخا ز دست او چاک است
3 مباش همدم هرخس کز او بود جان بخش حیات خضر کز آلایش جنان پاک است
4 فرشته محرم دل نیست دیوره چه سگ است چو گل مجال ندارد چه جای خاشاک است
1 عیب پری مکن که نهان از تو گشته است دیوی که عیب خود بشناسد فرشته است
2 از باغ بخت سبزه عیشش کجا دمد عاشق که غیر ملامت نکشته است
3 گر سر نهم بپای سگت عیب مکن تا حکم حق چه بر سر مردم نوشته است
4 ناصح مده ز عشق بتان توبه ام که چرخ خاک مرا ز عشق نکویان سرشته است
1 چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است با این پریشان خاطری مجموع بودن مشکل است
2 از غمزه چشم خوشت نتوان که دل باز آور دل صید شاین چون شود بازش ربودن مشکل است
3 پیش شهیدان غمت من چون بگویم عاشقم در زمره اهل هنر خود را ستودن مشکل است
4 همسایه ام گوید که کس همسایه عاشق مباد بس کز فغانم خلق را شبها غنودن مشکل است