آثار اهلی شیرازی

صفحه 24 از 182
182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی

غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی

1 مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت تو خواهی ام کش و خواهی رقیب بد کیشت

2 ترا بشاهی حسن آن بزرگی از بختست که آفتاب کم از ذره یی بود پیشت

3 جراحت دل من تازه تر شد از نمکت اگر چه گرم کنی مرهم دل ریشت

4 ز مومیایی شمع وصال رحمی کن به دلشکستگی عاشقان درویشت

1 ای سرو روان خاک شوم در ته پایت جان من و جان همه عالم به فدایت

2 در خلوت دل شو که چه جای دگران است بالله که جان هم نتوان دید به جایت

3 در حشر قیامت بود آن دم که شهیدان خیزند و سراسیمه درافتند به پایت

4 گر کشته شوم بهر تو یکبار بکو حیف تا زنده شوم از نفس روح فزایت

1 محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست چون آفتاب بر همه روشن بود که کیست

2 کوته نظر مشاهده برق عیش کرد ما را نظر به سوخته خرمن بود که کیست

3 حاجت به قصه نیست که در دل که خانه ساخت کو خود عیان ز چاک دل من بود که کیست

4 چون پوشم آن حریف که همسایه را چو شمع روشن ز روشنایی روزن بود که کیست

1 کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست کوری چشم رقیب روشنی چشم ماست

2 از همه عالم بود منزل من کوی دوست منزل ازین خوبتر در همه عالم کجاست

3 بیهده تا کی زنم دست بسر از غمش دست من از کار شد نوبت دست دعاست

4 یار طبیب دل است گر ز جفا سوخت دل دست چو برهم نهد مرهم داغ جفاست

1 جز داغ دلم چراغ شب نیست وز طالع تیره این عجب نیست

2 گر با سگت از ادب زنم دم او عفو کند ولی ادب نیست

3 تو نخل مرادی اینقدر هست کامید کس از تو یک رطب نیست

4 در عالمی ام ز مستی عشق کآنجا مه و سال و روز و شب نیست

1 در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است کشت مرا نگاه تو این چه نگاه کردن است

2 طاعت من همین بود کز تو بقبله بنگرم زانکه نظر بغیر تو عین گناه کردن است

3 گرنه بعشق زنده شد عمر حضر چه فایده بی رخ دوست زندگی عمر تباه کردن است

4 هست به آه و ناله خوش خاطر دردمند عشق حاصل درد عشق هم ناله و آه کردن است

1 دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست بی چاشنی گریه کبابش نمکی نیست

2 ای گل ز غم خویش یکی با تو چگوید درد دل عشاق هزارست یکی نیست

3 از قصه مجنون که بصد رنگ شنیدی بیش است غم ما و درین قصه شکی نیست

4 خوبان دل پاک از دل آلوده شناسد در قلب شناسی به ازیشان محکی نیست

1 دل کباب ز خوناب دیده بد نام است بسوختیم و هنوز از تو کار ما خام است

2 اگر نه مهر تو می ورزد آفتاب چرا ملازم سر کوی تو صبح تا شام است

3 بیا و جرعه مستان غم به رغبت نوش که صاف شیشه افلاک درد این جام است

4 غرور حسن ببین و نیاز عشق که ما دعای خیر کنیم و جواب دشنام است

آثار اهلی شیرازی

182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی