1 مرا که جان پی قربان شدن بود پیشت تو خواهی ام کش و خواهی رقیب بد کیشت
2 ترا بشاهی حسن آن بزرگی از بختست که آفتاب کم از ذره یی بود پیشت
3 جراحت دل من تازه تر شد از نمکت اگر چه گرم کنی مرهم دل ریشت
4 ز مومیایی شمع وصال رحمی کن به دلشکستگی عاشقان درویشت
1 ای سرو روان خاک شوم در ته پایت جان من و جان همه عالم به فدایت
2 در خلوت دل شو که چه جای دگران است بالله که جان هم نتوان دید به جایت
3 در حشر قیامت بود آن دم که شهیدان خیزند و سراسیمه درافتند به پایت
4 گر کشته شوم بهر تو یکبار بکو حیف تا زنده شوم از نفس روح فزایت
1 محبوب من چه حاجت گفتن بود که کیست چون آفتاب بر همه روشن بود که کیست
2 کوته نظر مشاهده برق عیش کرد ما را نظر به سوخته خرمن بود که کیست
3 حاجت به قصه نیست که در دل که خانه ساخت کو خود عیان ز چاک دل من بود که کیست
4 چون پوشم آن حریف که همسایه را چو شمع روشن ز روشنایی روزن بود که کیست
1 کور شد از غم رقیب کان پری از بام ماست کوری چشم رقیب روشنی چشم ماست
2 از همه عالم بود منزل من کوی دوست منزل ازین خوبتر در همه عالم کجاست
3 بیهده تا کی زنم دست بسر از غمش دست من از کار شد نوبت دست دعاست
4 یار طبیب دل است گر ز جفا سوخت دل دست چو برهم نهد مرهم داغ جفاست
1 جز داغ دلم چراغ شب نیست وز طالع تیره این عجب نیست
2 گر با سگت از ادب زنم دم او عفو کند ولی ادب نیست
3 تو نخل مرادی اینقدر هست کامید کس از تو یک رطب نیست
4 در عالمی ام ز مستی عشق کآنجا مه و سال و روز و شب نیست
1 در دل و جان از آن مژه قصد تو راه کردن است کشت مرا نگاه تو این چه نگاه کردن است
2 طاعت من همین بود کز تو بقبله بنگرم زانکه نظر بغیر تو عین گناه کردن است
3 گرنه بعشق زنده شد عمر حضر چه فایده بی رخ دوست زندگی عمر تباه کردن است
4 هست به آه و ناله خوش خاطر دردمند عشق حاصل درد عشق هم ناله و آه کردن است
1 دل را نمک از گریه گرم است شکی نیست بی چاشنی گریه کبابش نمکی نیست
2 ای گل ز غم خویش یکی با تو چگوید درد دل عشاق هزارست یکی نیست
3 از قصه مجنون که بصد رنگ شنیدی بیش است غم ما و درین قصه شکی نیست
4 خوبان دل پاک از دل آلوده شناسد در قلب شناسی به ازیشان محکی نیست
1 دل کباب ز خوناب دیده بد نام است بسوختیم و هنوز از تو کار ما خام است
2 اگر نه مهر تو می ورزد آفتاب چرا ملازم سر کوی تو صبح تا شام است
3 بیا و جرعه مستان غم به رغبت نوش که صاف شیشه افلاک درد این جام است
4 غرور حسن ببین و نیاز عشق که ما دعای خیر کنیم و جواب دشنام است