آثار اهلی شیرازی

صفحه 23 از 182
182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی

غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی

1 خندید گل و غنچه شکفت و چمن آراست آن غنچه پژمرده که نشکفت دل ماست

2 با خار غمم خار گل ای مرغ چمن چیست کاین خار من اندر جگر و خار تو در پاست

3 از کوی حبیبم سوی گلزار مخوانید گلزار من آنجاست که دلدار من آنجاست

4 گلگشت چمن بر دل آزاده بود خوش مرغان چمن را بگل و سرو چه پرواست

1 هر کرا حسنی بود آیینه دار روی اوست هرکه دارد بوی عشقی از سگان کوی اوست

2 فتنه پیران نه تنها شد که طفل مکتبی چون الف گوید مرادش قامت دلجوی اوست

3 عشق خود یاری دهد یعنی که کار کوهکن قوت بازوی عشق است این نه از بازوی اوست

4 دیدنش جان بخشد اما زهر چشمش میکشد زهر و تریاکی عجب با نرگش جادوی اوست

1 جور آن بت همه بر جان پریشان من است سخت تر زان دل چونسنگ مگر جان من است

2 که گزیدست بدندان لب لعلش که بر او زخم دندان نه باندازه دندان من است

3 در غم او همه کس مست و گریبان چاکند از میان همه دستش بگریبان من است

4 عاقبت کار حریفان همه سامان بگرفت آنچه سامان نپذیرد سر و سامان من است

1 مجنون عشق را هوس تخت و تاج نیست اورا که عقل نیست بهیچ احتیاج نیست

2 گیتی نما چه حاجت؟ اگر جم بصیرتی آیینه یی به ازمی و جام زجاج نیست

3 هر کس که بود از هنر خود رواج یافت کار محبت است که هیچش رواج نیست

4 هان ای حکیم زحمت مجنون چه میدهی داغ ستاره سوختگی را علاج نیست

1 گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است خار چراست یار گل مرغ چرا در آتش است

2 داغ درون چو لاله ام هیچ نگه نمیکنی این نگری که ظاهرم چهره بخون منقش است

3 جانب کعبه ام مخوان کعبه کجا و من کجا قبله من که عاشقم روی بتان مهوش است

4 بر محک وفا زدم روی جهانیان همه نیست بغیر جام می همنفسی که بی غش است

1 همه دم ز درد عشقت دل زار من حزین است همه درد روزیم شد چکنم نصیبم این است

2 دل و دین گر از سجودت همه شد مرا همین بس که زخاک راهت ای بت اثریم بر جبین است

3 به رخ تو شهسوارا نه غبار خط برآمد که بر آفتاب گردی زغبار مشک چین است

4 تو که خرمن مرادی کرم از تو زیبد اما کرمت به سر بلندان ستمت به خوشه چین است

1 ای پری وش نمک حسن تو رشک ملک است حسن لیلی صفتان چاشنیی زین نمک است

2 دهنت نیست یقین، در شکم از وی میان گر گمانی است درین است در آن خود چه شک است

3 چون بپوشم غم خود راز تو کان غمزه شوخ واقف از سر دل اهل نظر یک بیک است

4 قلب آلوده ما سوختی از سنگدلی دل سنگین تو در قلب شناسی محک است

آثار اهلی شیرازی

182 اثر از غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات در دیوان اشعار اهلی شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
صفحه قبلی