1 قرب صدسال عمر من بگذشت قصد موری نکرده ام به خدا
2 نان خود خورده ام ز کسب حلال مال غیری نخورده ام به خدا
3 در خرابات عشق رندانه روزگاری سپرده ام به خدا
4 به خدا زنده ام به حق رسول گرچه از خویش مرده ام به خدا
1 چون مرا درخواب کردی روز و شب روز و شب درخواب می بینم تو را
2 روی تو ماهست و چشم من پر آب روز و شب در آب می بینم تو را
1 فیضی که به تو رسید از ما آن رحمت حق شناس ما را
2 تو نیز رسان به دوستانت اسرار معانیش خدا را
1 دردمندی فقیر اگر یابی به کرم درد او دوا فرما
2 وعده گر دهی به درویشی وعدهٔ خویش را وفا فرما
3 این نصیحت قبول اگر افتد دولتی دان و یاد ما فرما
1 یک شاهدی است ما را در غیب و در شهادت در غیب و در شهات یک شاهدی است ما را
2 جام و میاند با هم با ساقیند همدم جامی به نوش جانا شادی ما خدا را
1 لفظ الف و دو لام و یک ها اسمی است از آن تو اسم دریاب
2 این صورت او و اوست معنی مانندهٔ روح و جسم دریاب
3 دریاب رموز اسم اعظم آن گنج در این طلسم دریاب
4 در ظاهر و باطنش نظر کن عارف شو و هر دو قسم دریاب
1 دوش تا روز ما به هم بودیم لذتی یافتم که چه توان گفت
2 بندگی خدای خود کردم حرمتی یافتم که چه توان گفت
3 دست و پایش خوشی ببوسیدم حضرتی یافتم که چه توان گفت
4 رحمتی کرد بر من مسکین رحمتی یافتم که چه توان گفت
1 خودنمائی می کنی با عاشقان در دوئی آن یک کجا بنمایدت
2 نعمت الله جو که نور روی او آنچه خواهی حالیا بنمایدت
1 گنج اسما به من عطا فرمود نعمتی یافتم که چه توان گفت
2 عقل آمد دمی ملولم کرد رحمتی یافتم که چه توان گفت
3 نعمت الله به من عطا فرمود نعمتی یافتم که چه توان گفت
1 ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب این چنین نقش خیالی قابل تعبیر نیست
2 در سر زلفش دل ما مدتی پابست شد این چنین دیوانه را خوشتر از آن زنجیر نیست
3 کی رسد هرگز به مقصودی درین راه خدا نوجوانی کاندرین ره هم رفیق پیر نیست
4 گر نمی یابی مرادی آن هم از تقصیر ماست ورنه بر درگاه او ازهیچ رو تقصیر نیست