ترک چشم مست او دلها بغارت می برد از نعمتالله ولی غزل 516
1. ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
ملک دل بگرفت و جان ما به غارت می برد
1. ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
ملک دل بگرفت و جان ما به غارت می برد
1. نقد گنج عشق او در کنج دل ما یافتیم
این سعادت بین که آن گمگشته را وایافتیم
1. سید ما بر درش مأوا گرفت
گوشه ای در جنت المأوا گرفت
1. به همه صورتی مصور اوست
به همه نورها منور اوست
شاه نعمتالله ولی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 8 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای شاه نعمتالله ولی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: سید نورالدین نعمتالله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمتاللهی است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار شاه نعمتالله ولی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.