ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار از سلمان ساوجی غزل 37
1. ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست
مردانه، روی بست و دل عاشقان، شکست
1. ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست
مردانه، روی بست و دل عاشقان، شکست
1. من خراباتیم و باده پرست
در خرابات مغان، عاشق و مست
1. غمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست
قامتش را در طبیعت، اعتدالی دیگر است
1. دلی چو زلف تو سر تا به پای، جمله شکست
ز سر برآمده، در پا فتاده، رفته ز دست
1. گر بدین شیوه کند، چشم تو مردم را مست
نتوان گفت، که در دور تو، هشیاری هست
1. ای دل شوریده جان، نیست شو از هر چه هست
کز پی تاراج دل، عشق برآورد دست
1. تا بر نخیزی، از سر دنیا و هر چه هست
با یار خویشتن، نتوانی دمی، نشست
1. از کوی مغان، نیم شبی، ناله نی، خاست
زاهد به خرابات مغان آمد و می، خواست
1. بیا که بی لب لعل تو، کار من، خام است
ز عکس روی تو، آتش فتاده در جام است
1. تا بدیدم حلقه زلف تو، روز من، شب است
تا ببوسیدم سر کوی تو، جانم بر لب است
1. از بار فراق تو مرا، کار خراب است
دریاب، که کار من از این بار، خراب است
1. عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است
لیلة القدری که میگویند پندار امشب است