کیست که قصهٔ مرا پیش نگار از سلمان ساوجی غزل 132
1. کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟
باد به گوش او مگر ناله زار من برد
1. کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟
باد به گوش او مگر ناله زار من برد
1. چشمت به خواب چشم مرا خواب میبرد
زلفت به تاب جان مرا تاب میبرد
1. ز کویش نسیم صبا بوی برد
به بویش دلم پی بدان کوی برد
1. خاک آن بادم که از خاک درت بویی برد
گرد آن خاکم که باد از کوی مه رویی برد
1. یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
هر وعده که آنم به جفا داد، وفا کرد
1. آخرت روزی ز سلمان یاد میبایست کرد
خاطر شاد میبایست کرد
1. سحرگه بلبلی آواز میکرد
همی نالید و با گل راز میکرد
1. عذارت خط به بخت ما درآورد
سیه بختی است ما را ما درآورد
1. ناتوان چشم توام گرچه به زنهار آورد
ناتوان دردسری بر سر بیمار آورد
1. لطف جانبخش تو جانم ز عدم باز آورد
دل آزرده ما را به کرم باز آورد
1. باد سحر از کوی تو بویی به من آورد
جانهاش فدا باد! که جان را به تن آورد
1. جز نقش صورتت دل، نقشی نمیپذیرد
تو جان نازنینی و ز جان نمیگزیرد