-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ای جز سفر در دل نمی گردد مرا اندیشه ای
2 فارغ از ملک سلیمانم که از روشندلی در نظر دارم پریزادی ز هر اندیشه ای
3 گلعذاران می ربایندم ز دست یکدگر جز نظربازی ندارم همچو شبنم پیشه ای
4 گر نسازم کار عشق از ناتمامی ها تمام کار خود را می کنم آخر تمام از تیشه ای
5 گر چه از خط دور حسن او به آخرها رسید چون تنک ظرفان مرا کافی بود ته شیشه ای
6 سنگ را هر چند می سازم به آه گرم نرم در دل سخت تو نتوانم دواندن ریشه ای
7 تلخی عالم مرا صائب شراب تلخ بود گر درین وحشت سرا می بود عاشق پیشه ای