1 سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد حنا نرفته به هندوستان سیاه نگردد
2 حدیث عشق مگو چون دل دونیم نداری که هیچ دعوی ثابت به یک گواه نگردد
3 بجز شکست ندارد بهار عالم امکان گلی که باربرآن گوشه کلاه نگردد
4 هجوم خلق نگردد حجاب وحدت یزدان علم نهفته ز بسیاری سپاه نگردد
5 فتادگی است پروبال رهروان طریقت به هیچ جانرسدهرکه خاک راه نگردد
6 مکش چو شمع برون از نیام تیغ زبان را که نقد زندگیت خرج اشک وآه نگردد
7 که سربرآورد از خجلت گناه قیامت سحاب رحمت اگر پرده گناه نگردد
8 کند کناره شریفی کز اختلال خسیسان چوکهربا سبک از جذب برگ کاه نگردد
9 چنین که بسته به خشکی سپهر کشتی احسان شرابخانه محال است خانقاه نگردد
10 نسیم می شود از فیض نوبهار معنبر نمی شود ز خط آن چشم خوش نگاه نگردد
11 مپوش چهره روشن ز چشم صائب حیران که نورمهرکم از اقتباس ماه نگردد