الا ای سرو ناز نازپرورد از جهان ملک خاتون غزل 454
1. الا ای سرو ناز نازپرورد
تنت بادا جدا از رنج و از درد
1. الا ای سرو ناز نازپرورد
تنت بادا جدا از رنج و از درد
1. منم از درد هجران چون گلی زرد
شکفته در فراقت با غم و درد
1. آه دردآلود من از سقف مینا بگذرد
وآب چشمم در غمش از موج دریا بگذرد
1. روی زیبای تو گر بر ماه تابان بگذرد
شرم دارد از رخت افتان و خیزان بگذرد
1. عشق رویت عقل ما تاراج کرد
نیر چشمت قلب ما آماج کرد
1. در دلم بود که دلدار وفا خواهد کرد
کامم از لعل لب خویش روا خواهد کرد
1. طبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
امید ما ز لب خود روا نخواهد کرد
1. درد ما را دوا نخواهد کرد
کام ما را روا نخواهد کرد
1. دلم ز غمزه ی شوخش حذر نخواهد کرد
هوای زلف وی از سر بدر نخواهد کرد
1. سحرگهان سوی بستان گذار باید کرد
تفرّجی به جهان در بهار باید کرد
1. در چشم ما خیال رخش تا گذار کرد
خورشید و ماه را بر ما شرمسار کرد
1. مسکین دلم به کوی غمت تا گذار کرد
بسیار با خیال رخت کارزار کرد