54 اثر از غزلیات حافظ شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات حافظ شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.

برای دریافت فال حافظ و تفسیر دقیق اشعار حافظ، به فال حافظ شیرازی با تفسیر مراجعه کنید و از خدمات ما بهره‌مند شوید.

صفحه بعدی
صفحه قبلی
خانه / آثار حافظ شیرازی / غزلیات حافظ شیرازی

غزلیات حافظ شیرازی

1 بلبلی برگِ گُلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌هایِ زار داشت

2 گفتمش در عین وصل، این ناله و فریاد چیست؟ گفت ما را جلوهٔ معشوق در این کار داشت

3 یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود، از گدایی عار داشت

4 در نمی‌گیرد نیاز و نازِ ما با حُسنِ دوست خُرَّم آن کز نازنینان، بختِ برخوردار داشت

1 دیدی که یار، جز سَرِ جور و ستم نداشت بشکست عهد، وز غمِ ما هیچ غم نداشت

2 یا رب مگیرش ار چه دلِ چون کبوترم افکند و کُشت و عزتِ صیدِ حرم نداشت

3 بر من جفا ز بختِ من آمد وگرنه یار حاشا که رسمِ لطف و طریقِ کَرَم نداشت

4 با این همه هر آن که نه خواری کشید از او هر جا که رفت، هیچ کَسَش محترم نداشت

1 کنون که می‌دمد از بوستان نسیمِ بهشت من و شرابِ فرح بخش و یارِ حورسرشت

2 گدا چرا نزند لافِ سلطنت امروز؟ که خیمه سایهٔ ابر است و بزمگه لبِ کِشت

3 چمن حکایتِ اردیبهشت می‌گوید نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بِهِشت

4 به می عمارتِ دل کن که این جهانِ خراب بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت

1 عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه سرشت که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت

2 من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت

3 همه کس طالبِ یارند چه هشیار و چه مست همه جا خانهٔ عشق است چه مسجد چه کِنِشت

4 سرِ تسلیمِ من و خشتِ درِ میکده‌ها مدعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت

1 صبحدم مرغِ چمن با گلِ نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ، بسی چون تو شکفت

2 گل بخندید که از راست نرنجیم ولی هیچ عاشق سخنِ سخت به معشوق نگفت

3 گر طمع داری از آن جامِ مُرَصَّع می لعل ای بسا دُر که به نوکِ مژه‌ات باید سُفت

4 تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد هر که خاکِ درِ میخانه به رخساره نَرُفت

1 آن تُرک پری چهره که دوش از بَرِ ما رفت آیا چه خطا دید که از راهِ خطا رفت؟

2 تا رفت مرا از نظر آن چشمِ جهان بین کس واقفِ ما نیست که از دیده چه‌ها رفت

3 بر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل، دوش آن دود که از سوزِ جگر بر سر ما رفت

4 دور از رخِ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم سیلابِ سرشک آمد و طوفانِ بلا رفت

1 گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت ور ز هندویِ شما بر ما جفایی رفت رفت

2 برقِ عشق ار خرمنِ پشمینه پوشی سوخت سوخت جورِ شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت

3 در طریقت رنجشِ خاطر نباشد می بیار هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت

4 عشقبازی را تحمل باید ای دل، پای دار گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت

1 ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت

2 وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت

3 مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت

4 بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت

1 شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت

2 گویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بود بار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت

3 بس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیم وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

4 عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

آثار حافظ شیرازی

54 اثر از غزلیات حافظ شیرازی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر غزلیات حافظ شیرازی شعر مورد نظر پیدا کنید.

برای دریافت فال حافظ و تفسیر دقیق اشعار حافظ، به فال حافظ شیرازی با تفسیر مراجعه کنید و از خدمات ما بهره‌مند شوید.

صفحه بعدی
صفحه قبلی