همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم
دوستی با کلماتی ساده و گرم زیباتر میشود؛ این گلچین، ابیات خوشخوان و مهربانِ رفاقت را کنار هم گذاشته است.
همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
بیتابم و از غصهٔ این خواب ندارم
ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی
تا درد نیاشامی، زین درد نیارامی
خوشا آنانکه سودای ته دیرند
که سر پیوسته در پای ته دیرند
اسراف مکن ببذل مالت
کز سیم و زرت نمیگزیرد
صبح وارم کآفتابی در نهان آوردهام
آفتابم کز دم عیسی نشان آوردهام
زاهد بره کعبه رود کاین ره دین است
خوش میرود اما ره مقصود نه این است
روح را چون ببرد روح امین
چرخِ چارم فزود ازو تزیین