شدست خاطر و طبع تو کان آتش و آب از عبدالرزاق اصفهانی قصیده 10
1. شدست خاطر و طبع تو کان آتش و آب
نه کان آتش و آبست جان آتش و آب
1. شدست خاطر و طبع تو کان آتش و آب
نه کان آتش و آبست جان آتش و آب
1. مرا گویند مولانا ترازوئیست کز عدلش
نه میل این یکی دارد نه قصد آندگر دارد
1. خط تو گرش کسی بخط میخواند
او خود نه خطست او غلط میخواند
1. جز در سر زلف تو نیاساید جان
وندر تن من بی تو نمی پاید جان
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 6 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار میرود. فرزند وی کمالالدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.