مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم از خاقانی غزل 244
1. مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
به خاک پای او کامید خاک پای او دارم
1. مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
به خاک پای او کامید خاک پای او دارم
1. اول از خود بری توانم شد
پس تو را مشتری توانم شد
1. گر به عیار کسان از همه کس کمتریم
هیچ کسان را به نقد از همه محرمتریم
1. مرد باید که چون هنر ورزد
بحر باشد که امتحان ارزد
خاقانی شروانی یکی از شاعران نامدار ادبیات فارسی است که در قرن 6 هجری در ایران زندگی میکرد. آثار او نمایانگر فرهنگ، اندیشه و زیباییشناسی دوران خویش است و همچنان در دل علاقهمندان به شعر فارسی جایگاه ویژهای دارد.
شعرهای خاقانی شروانی معمولاً مضامینی چون عشق، عرفان، اخلاق، دین و مسائل اجتماعی را در بر میگیرند. او با بهرهگیری از زبان فاخر و تصاویری بدیع، توانسته است احساسات انسانی را به شکلی عمیق و اثرگذار بیان کند.
در منابع تاریخی آمده است: افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز -بر اساس این پژوهش دربارهٔ سالمرگ خاقانی تاریخ وفات وی ۵۸۱ هجری قمری است-) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
در سایت شعرنوش میتوانید مجموعهای از غزلیات، قصاید و سایر اشعار خاقانی شروانی را با دستهبندیهای مختلف مطالعه و مرور کنید.