9 اثر از الباب الاوّل: در توحید باری تعالی در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر الباب الاوّل: در توحید باری تعالی در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
خانه / آثار سنایی غزنوی / حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی / الباب الاوّل: در توحید باری تعالی در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی

1 ای درون پرور برون آرای وی خردبخش بی‌خرد بخشای

2 خالق و رازق زمین و زمان حافظ و ناصر مکین و مکان

3 همه از صنع تو مکان و مکین همه در امر تو زمان و زمین

4 آتش و آب و باد و خاک سکون همه در امر قدرتت بی‌چون

1 به خودش کس شناخت نتوانست ذات او هم بدو توان دانست

2 عقل حقش بتوخت نیک بتاخت عجز در راه او شناخت شناخت

3 کرمش گفت مر مرا بشناس ورنه کِشناسدش به عقل و حواس

4 به دلیلی حواس کی شاید گوز بر پشت قبّه کی پاید

1 احدست و شمار از او معزول صمدست و نیاز ازو مخذول

2 آن احد نی که عقل داند و فهم و آن صمد نی که حس شناسد و وهم

3 نه فراوان نه اندکی باشد یکی اندر یکی یکی باشد

4 در دویی جز بدو سقط نبوَد هرگز اندر یکی غلط نبوَد

1 دهر بی‌قالب قدیمی او طبع بی باعث کریمی او

2 نشود دهر و طبع بی‌قولش همچو جان از نهاد بی‌طولش

3 این و آن هردو ناقص و ابتر این و آن هردو ابله و بی‌بر

4 مادت او زکهنه و نو نیست اوست کز هستها به جز او نیست

1 پس چو مطلوب نبود اندر جای سوی او کی بود سفرت از پای

2 سوی حق شاهراه نفس و نَفَس آینهٔ دل زدودن آمد و بس

3 آینهٔ دل ز زنگ کفر و نفاق نشود روشن از خلاف و شقاق

4 صیقل آینه یقین شماست چیست محض صفاء دین شماست

1 بود شهری بزرگ در حدِ غور واندر آن شهر مردمان همه کور

2 پادشاهی در آن مکان بگذشت لشکر آورد و خیمه زد بر دشت

3 داشت پیلی بزرگ با هیبت از پی جاه و حشمت و صولت

4 مردمان را ز بهر دیدن پیل آرزو خاست زانچنان تهویل

1 آن یکی رجل گفته آن یک ید بیهده گفته‌ها ببرده ز حد

2 وآن دگر اصبعین و نقل و نزول گفته و آمده به راه حلول

3 وان دگر استواء عرش و سریر کرده در علم خویشتن تقدیر

4 یکی از جهل گفته قعد و جلس بسته بر گردن از خیال جرس

1 راد مردی ز غافلی پرسید چون ورا سخت جلف و جاهل دید

2 گفت هرگز تو زغفران دیدی یا جز از نام هیچ نشنیدی

3 گفت با ماست خورده‌ام بسیار صد ره و بیشتر نه خود یکبار

4 تا ورا گفت راد مرد حکیم اینت بیچاره اینت قلب سلیم

1 جانت را دوزخ آشیانه مکن خاطرت را محالْ خانه مکن

2 گرد بیهوده و محال مگرد بر در خانهٔ خیال مگرد

3 از خیال محال دست بدار تا بدان بارگه بیابی بار

4 اندرین بحر بیکرانه چو غوک دست و پایی بزن چه دانم بوک

1 هرکه را عون حق حصار شود عنکبوتیش پرده‌دار شود

2 سوسماری ثنای او گوید اژدهائی رضای او جوید

3 نعل او فرق عرش را ساید لعل او زیب فرش را شاید

4 زهر در کام او شکر گردد سنگ در دست او گهر گردد

آثار سنایی غزنوی

9 اثر از الباب الاوّل: در توحید باری تعالی در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر الباب الاوّل: در توحید باری تعالی در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی