1 سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد شکسته پای وطن را سخن غریب نگردد
2 نمی توان به وطن ناله ای به درد کشیدن نوای مرغ چمن در چمن من غریب نگردد
3 غریب روی زمین گشتم از غریب خیالی که هیچ کس به وطن همچومن غریب نگردد
4 تو تا به شعله نغلطی سخن برشته نگردد تو تا یتیم نگردی سخن غریب نگردد
5 به هر طرف که روی گل نظربه روی تو دارد مرو ز باغ که گل در چمن غریب نگردد
6 فروغ شمع ونسیم گل از پی تو برون رفت ز رفتن تو چرا انجمن غریب نگردد
7 گذشت کوهکن داغ دیده با دل پرخون چگونه لاله خونین کفن غریب نگردد
8 نبیند از نظر گرم تا غریب نوازی نوای صائب شیرین سخن غریب نگردد