-
لایک
-
ذخیره
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
- سوالات متداول
- شاعر
- عکس نوشته
1 تن آهنین و نفس گرم و دل رمیده خوش است سپند مضطرب و مجمر آرمیده خوش است
2 صدف پر از گهر و ابر قطره بار نکوست عذار یار عرقناک و می چکیده خوش است
3 سکون ز مرکز و گردش بجاست از پرگار پیاله در حرکت، صحبت آرمیده خوش است
4 به پای قافله نتوان شدن فلک پرواز سفر چو عیسی ازین خاکدان جریده خوش است
5 شکستنی است کلیدی که بستگی آرد زبان کز او نگشاید دلی، بریده خوش است
6 تمام سوز نگشت از شتاب، پروانه سفر در آتش سوزان عنان کشیده خوش است
7 کمان به گوشه ابرو بلند می گوید که راست خانگی از مدم خمیده خوش است
8 عطا و منع مساوی است با رضامندی درین ریاض گل چیده و نچیده خوش است
9 چه عمر پوچ به گفتار می کنی صائب؟ سخن که نیست در او مغز، ناشنیده خوش است