-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 ای در آتش از هوایت نعل هر سیارهای از بیابان تمنای تو خضر آوارهای
2 میتواند مهربان کرد آن دل بیرحم را آن که سازد آب و آتش جمع در هر خارهای
3 بیقراری گر کند معذور باید داشتن هرکه دارد در گریبان چون دل آتشپارهای
4 در شکست ماست حکمتها که چون کشتی شکست غرقهای را دستگیری میکند هر پارهای
5 در سخن پیچیدهام زان رو که چون طفل یتیم غیر اشک خود ندارم مهره گهوارهای
6 قطع کن امید صائب یارب از اهل جهان چند جوید چاره خود را ز هر بیچارهای؟