1 بسمالله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم
2 فاتحه فکرت و ختم سخن نام خدایست بر او ختم کن
3 پیش وجود همه آیندگان بیش بقای همه پایندگان
4 سابقه سالار جهان قدم مرسله پیوند گلوی قلم
1 ای همه هستی زتو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده
2 زیرنشین عَلَمَت کاینات ما بتو قائم چو تو قائم بذات
3 هستی تو صورت پیوند نی تو بِکَس و کَس بتو مانند نی
4 آنچه تَغَیُّر نپذیرد توئی وانکه نمردست و نمیرد توئی
1 ای به ازل بوده و نابوده ما وی به ابد زنده و فرسوده ما
2 دور جنیبت کش فرمان تست سفت فلک غاشیه گردان تست
3 حلقه زن خانه به دوش توایم چون در تو حلقه به گوش توایم
4 داغ تو داریم و سگ داغدار مینپذیرند شهان در شکار
1 تخته اول که الف نقش بست بر در محجوبه احمد نشست
2 حلقه حی را کالف اقلیم داد طوق ز دال و کمر از میم داد
3 لاجرم او یافت از آن میم و دال دایره دولت و خط کمال
4 بود درین گنبد فیروزه خشت تازه ترنجی زسرای بهشت
1 نیم شبی کان ملک نیمروز کرد روان مشعل گیتی فروز
2 نه فلک از دیده عماریش کرد زهره و مه مشعله داریش کرد
3 کرد رها در حرم کاینات هفت خط و چار حد و شش جهات
4 روز شده با قدمش در وداع زامدنش آمده شب در سماع
1 شمسه نه مسند هفت اختران ختم رسل خاتم پیغمبران
2 احمد مرسل که خرد خاک اوست هر دو جهان بسته فتراک اوست
3 تازهترین سنبل صحرای ناز خاصهترین گوهر دریای راز
4 سنبل او سنبله روز تاب گوهر او لعل گر آفتاب
1 ای تن تو پاکتر از جان پاک روح تو پرورده روحی فداک
2 نقطه گه خانه رحمت توئی خانه بر نقطه زحمت توئی
3 راهروان عربی را تو ماه یاوگیان عجمی را تو راه
4 ره به تو یابند و تو ره ده نهای مهتر ده خود تو و در ده نهای
1 ای مدنی بُرقِع و مَکی نقاب سایه نشین چند بود آفتاب
2 گر مهی از مهر تو موئی بیار ور گلی از باغ تو بوئی بیار
3 منتظران را به لب آمد نفس ای ز تو فریاد به فریادرس
4 سوی عجم ران منشین در عرب زرده روز اینک و شبدیز شب
1 ای گهر تاج فرستادگان تاج ده گوهر آزادگان
2 هر چه ز بیگانه و خیل تواند جمله در این خانه طفیل تواند
3 اول بیت ار چه به نام تو بست نام تو چون قافیه آخر نشست
4 این ده ویران چو اشارت رسید از تو و آدم به عمارت رسید
1 من که درین دایره دهربند چون گره نقطه شدم شهربند
2 دسترس پای گشائیم نیست سایه ولی فر همائیم نیست
3 پای فرو رفته بدین خاک در با فلکم دست به فتراک در
4 فرق به زیر قدم انداختم وز سر زانو قدمی ساختم