6 اثر از اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه در خمسه نظامی گنجوی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه در خمسه نظامی گنجوی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی
خانه / آثار نظامی گنجوی / خمسه نظامی گنجوی / اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه در خمسه

اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه در خمسه نظامی گنجوی

1 خرد هر کجا گنجی آرد پدید ز نام خدا سازد آنرا کلید

2 خدای خرد بخش بخرد نواز همان ناخردمند را چاره ساز

3 رهائی ده بستگان سخن توانا کن ناتوانان کن

4 نهان آشکارا درون و برون خرد را به درگاه او رهنمون

1 خدایا توئی بنده را دستگیر بود بنده را از خدا ناگزیر

2 توئی خالق بوده و بودنی ببخشای بر خاک بخشودنی

3 به بخشایش خویش یاریم ده ز غوغای خود رستگاریم ده

4 تو را خواهم از هر مرادی که هست که آید به تو هر مرادی به دست

1 محمد که بی‌دعوی تخت و تاج ز شاهان به شمشیر بستد خراج

2 غلط گفتم آن شاه سدره سریر که هم تاجور بود و هم تخت گیر

3 تنش محرم تخت افلاک بود سرش صاحب تاج لولاک بود

4 فرشته نمودار ایزد شناس که مارا بدو هست از ایزد سپاس

1 به هر مدتی گردش روزگار ز طرزی دگر خواهد آموزگار

2 سرآهنگ پیشینه کج رو کند نوائی دگر در جهان نو کند

3 به بازی درآید چو بازیگری ز پرده برون آورد پیکری

4 بدان پیکر از راه افسونگری کند مدتی خلق را دلبری

1 چو فیاض دریا درآمد به موج ز کام صدف در درآرد به اوج

2 از آن ابر کاتش در آب افکند زمین سایه بر آفتاب افکند

3 دگر باره دولت درآمد به کار دل دولتی با سخن گشت بار

4 فرو رفت شب روز روشن رسید شباهنگ را صبح صادق دمید

1 شنیدم که بالای این سبز فرش خروسی سپیداست در زیر عرش

2 چو او برزند طبل خود را دوال خروسان دیگر بکوبند بال

3 همانا که آن مرغ عرشی منم که هر بامدادی نوائی زنم

4 برآواز من جمله مرغان شهر برارند بانگ اینت گویای دهر

1 زهی آفتابی که از دور دست به نور تو بینیم در هر چه هست

2 چراغ ارچه باشد هم از جنس نور جز او را به او دید نتوان ز دور

3 نه آن شد کله داری پادشاه که دارد به گنجینه در صد کلاه

4 کله داری آن شد که بر هر سری نهد هر زمان از کلاه افسری

1 سر فیلسوفان یونان گروه جواهر چنین آرد از کان کوه

2 که چون ی کره آن شاه گیتی نورد ز گردش به گردون برآورد گرد

3 به یونان زمین آمد از راه دور وطن گاه پیشینه را داد نور

4 زرامش سوی دانش آورد رای پژوهش‌گری کرد با رهنمای

1 بساز ای مغنی ره دلپسند بر اوتار این ارغنون بلند

2 رهی کان ز محنت رهائی دهد به تاریک شب روشنائی دهد

3 سخن را نگارندهٔ چرب دست بنام سکندر چنین نقش بست

4 که صاحب دوقرنش بدان بود نام که بر مشرق و مغرب آوردگام

آثار نظامی گنجوی

6 اثر از اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه در خمسه نظامی گنجوی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه در خمسه نظامی گنجوی شعر مورد نظر پیدا کنید.
صفحه بعدی