1 ما در غم خویش غمگسار خویشیم محنت زدگان روزگار خویشیم
2 سرگشته و شوریده کار خویشیم صیاد نه ایم و هم شکار خویشیم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چون شاه بگیرد بکف اندر شمشیر از بیم بیفکند ز کفها شم شیر
2 یارب که بمردی و تهور مثلش در معرکه با تیغ گزارد شم شیر
1 شاه ابوالقاسم بن ناصر دین آن نبردی ملک نبرده سوار
1 دوستانم همه ماننده وسنی شده اند همه ز آنست که با من نه درم ماند و نه زر
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به