-
لایک
-
ذخیره
- شاعر
- عکس نوشته
- ثبت کامنت
- دیگر شعرها
1 سرگشته بانوان وَسَطِ آتشِ خِیام چون در میانِ آبْ نُقُوش ستارهها
2 اطفالِ خردسال ز اطرافِ خیمهها هرسو دوان چو از دِل آتشْ شَرارهها
3 غیر از جگر که دسترسِ اَشْقِیا نبود چیزی نَمانْد در برِ ایشان ز پارهها
4 انگشت رَفت دو سرِ انگشتری به باد شد گوشها دریده پیِ گوشْوارهها
5 سِبطِ شهی که نامِ همایونِ او بَرَند هر صبح و ظهر و شام فرازِ مَنارهها
6 در خاک و خون فُتاده و تازَنْد بر تَنَش با نعلها که ناله برآرَدْ ز خارهها