1 جان بنده رنج و زحمت کارگر است دل غرقه به خون ز محنت کارگر است
2 با دیده انصاف چو نیکو نگری آفاق رهین منت کارگر است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 پیش خود تا فکر نفع بینهایت میکند کارفرما کارگر را کی رعایت میکند
2 ماه نو با روی پر خون شفق را کن نگاه کان ز داس و دست دهقانان حکایت میکند
1 آن دسته که سرگشته سودای جنونند پا تا به سر از دایره عقل برونند
2 دانی که بود رهرو آزادی گیتی آنانکه در این بادیه آغشته بخونند
1 سوگواران را مجال بازدید و دید نیست باز گرد ای عید از زندان که ما را عید نیست
2 گفتن لفظ مبارکباد طوطی در قفس شاهد آئینه دل داند که جز تقلید نیست
1 قسم به عزت و قدر و مقام آزادی که روح بخش جهان است نام آزادی
2 به پیش اهل جهان محترم بود آنکس که داشت از دل و جان احترام آزادی
1 این ستمکاران که میخواهند سلطانی کنند عالمی را کشته تا یک دم هوسرانی کنند
2 آنچه باقی مانده از دربار چنگیز و نِرُن بار بار آورده و سر بار ایرانی کنند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به