1 مصرع برجستهام دیوان موجودات را زود میآیم به خاطر، گر فراموشم کنند
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 از نسیم ای ساکن بیت الحزن غافل مشو چشم می خواهی ز بوی پیرهن غافل مشو
2 چون نمی آید به چشم از بس لطافت نوبهار از تماشای گل و سرو و سمن غافل مشو
1 همت عالی نظر به پست ندارد خانه گردون غم نشست ندارد
2 تیر تو از شست صاف، گرد نشانه چون صف مژگان بلند و پست ندارد
1 بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن به که دارم با دل خود خلوتی در انجمن
2 با خمار کلفت و تنهایی خلوت خوشم نیست در گردش شراب الفتی در انجمن
1 کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را پایکوبی آب شد این سبزه خوابیده را
2 می شود ظاهر عیار فقر بعد از سلطنت توتیای چشم باشد خاک، طوفان دیده را
1 نیست یک نقطهٔ بیکار درین صفحهٔ خاک ما درین غمکده یارب به چه کار آمدهایم؟
1 نیست در دیده ما منزلتی دنیا را ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
2 زنده و مرده به وادید ز هم ممتازند مرده دانیم کسی را که نبیند ما را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **