1 میر شمس الدین محمد چون برین در سر نهاد لطف یزدان دادش آخر اینچنین سر منزلی
2 در پناه ام کلثوم از وثوق خدمتست زانکه بود آن اهل دل از روی معنی مقبلی
3 لاجرم گویند خلق از بهر تاریخ وفات میر شمس الدین محمد بود او اهلی دلی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چون تو گویی سخن این دلشده را گوش کجا دل کجا عقل کجا فهم کجا هوش کجا
2 پای بوسی زسگت گر دهدم دست بس است من کجا وصل کجا بوسه و آغوش کجا
1 ای تازه گل که بوی خوشت دم ز روح زد خرم کسی که با تو شراب صبوح زد
2 در حیرتم که خاک درت از چه گل نساخت اشکم که تخته بر سر طوفان نوح زد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به