1 مرد باید که راستگو باشد ور ببارد بلا بر او چوتگرگ
2 نام مردی بر او دروغ بود کش نباشد براست گفتن برگ
3 راستی را تو اعتدالی دان که از و شاخ خشک گیرد برگ
4 سخن راست گومترس که راست نبرد روزی و نیارد مرگ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 این مژده شنیدی که بناگاه برآمد زین تنگ شکر خای که ازراه برآمد
2 آن همچو دم صبح که از گل خبر آورد وین همچو نسیمی که سحرگاه برآمد
1 ای کلک نقشبند تو آرایش جهان وی لفظ دلگشای تو آسایش جنان
2 ای نکته بدیع تو خوشتر ز آرزو وی گفته رفیع تو بر تر ز آسمان
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به