1 جُبّه و دستار افزونی که من در خدمتت بارها بفروختم این بار میباید خرید
2 رسم تشریف از میان برداشتی تا لاجرم نیست ما را جبه و دستار میباید خرید
3 خلعت خاص تو خواهم وین زمان خواهم بده یا بفرما زرّ اگر ناچار میباید خرید
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 هزار منت و شکر خدای عز و جل که سوی صدر خرامید باز صدر اجل
2 امام مشرق و مغرب قوام دین خدای ابوالفتوح محمد سپهر مجد دول
1 ایکه خورشید ز رای تو منور گردد عالم از نفحه خلق تو معطر گردد
2 خواجه شرق امین الدین صالح که فلک پیش فرمان تو خم گیرد و چنبر گردد
1 ای ترا گاه کرم با هر کسی صد اصطناع وی ترا وقت بیان در سخن در هر سخن صد اختراع
2 حجت قدر تو چون اعیان حسی بیخلاف منصب صدر تو چون برهان عقلی بی نزاع
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به