1 چند تو را گفتم ای کمال مخور کیر تا نشوی مبتلا به رنج بواسیر
2 چون به جوانی تو پند من نشنیدی رنج بواسیر کش کنون که شدی پیر
3 کیر بواسیر آورد، همه دانند درد گلو زاید از زیادی انجیر
4 خرما افزون خوری خناق بگیری کیر ندارد به قدر خرما تاثیر؟!
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 قبض آقای کمال السلطنه است بایدش امضا کنی بسیار زود
2 پس فرصتی با همین مَشدی سُهَیل تا نمایم من دُعا بر آن وجود
1 خوش آن که او را در دل بود وِلایِ علی که هست باعث رحمت به دنیی و عقبی
2 پناه شاه و گدا ملجاً وَضیع و شریف مَلاذِ پیر و جوان مَهرَبِ فقیر و غنی
1 بیضهام رنجور شد از بیضهات دور ای وزیر پرسشی کن گاهگاه از حالِ رنجور ای وزیر
2 دیر گاهی شد که از احوالِ تخمم غافلی این چنین غفلت بود از چون تویی دور ای وزیر
1 آب حیات است پدر سوخته حَبِّ نبات است پدر سوخته
2 وه چه سیه چرده و شیرین لب است چون شکلات است پدر سوخته
1 ای خایه به دست تو اسیرم بنمودهای از جماع سیرم
2 دستم نشود به تخم کَس بند تا باد تو کرده دست گیرم
1 به انگشتان پا از زیر کرسی ز کس ها کرده ام احوال پرسی
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به