1 از آه دلم قمر بسوزد وز نور رخت نظر بسوزد
2 در عالم عشق مرغ جانرا اندر طلب تو پر بسوزد
3 از شرم تو چون کمر ببندی جوزا بدرد کمر بسوزد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 باز طفلان چمن را حله می بافد صبا نو عروسان طبیعت یافتند از نم نما
2 نقشبندان ربیعی خامه ها برداشتند می نگارند از ریاحین هر یکی نقشی جدا
1 سلام من که رساند بدان خجسته دیار که هست مجمع احباب و محضر احرار
2 ببقعه که درو دوستان من جمعند چه دوست؟ جانم واز جان عزیز تر صد بار
1 دعا و خدمت مخدوم خویش فخرالدین همی رسانم اگر آمد او زدریا بار
2 ربیع آمد لیکن ربیع ما نامد توئی ربیع ربیع جهان خزان انگار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به