1 مرا زمانه بسوزد بداغ غم تا چند که چشم روشنم از دود داغ تاریک است
2 چراغ آه تو اهلی جهان کند روشن ولی چه سود که پای چراغ تاریک است
3 اهل فضلند تیره روز و ضعیف پای طاوس زشت و باریک است
4 پر طاوس را چراغ بسی است لیک پای چراغ تاریک است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 از ضعف اگر در آینه بینم جمال خویش آهی کشم که آینه گردد ز حال خویش
2 مرغ شکسته بالم و در وادی امید پیدا بود که چند توان شد ببال خویش
1 چون تو گویی سخن این دلشده را گوش کجا دل کجا عقل کجا فهم کجا هوش کجا
2 پای بوسی زسگت گر دهدم دست بس است من کجا وصل کجا بوسه و آغوش کجا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به