1 بخاک پای رکن الدین اگر چه مرا پیوسته او بی برگ دارد
2 که عیشی کان نه اندر خدمت اوست بذوق عقل طعم مرگ دارد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 منم که جز بمدیح تو هیچ دم نزنم بجز بقوت تو گوی مدح و دم نزنم
2 سرای ضرب سخن زان مسلمست مرا که جز بنام شهنشاه دین درم نزنم
1 زهی بعدل تو اقلیم شرع آبادان زرشح کلک تو اجزای روزگار جوان
2 وقار حلم تو همچون زمین فشرده رکاب نفاذ حکم تو همچون زمان گشاده عنان
1 ای بحق پادشاه روی زمین وی بتو تازه گشته دولت و دین
2 ای ز آواز کوس نصرت تو مانده در گوش روزگار طنین
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به