1 افسوس که دشمنان دلم خون کردند یاران کهن محنتم افزون کردند
2 ما را رفقا به جرم دیوانه گری از دایره عاقلانه بیرون کردند
1 پیش عاقل بی تخصص گر عمل معقول نیست پس چرا در کشور ما این عمل معمول نیست
2 واردات و صادرات ما تعادل چون نداشت هر چه می خواهی در ایران فقر هست و پول نیست
1 چون شرط وفا هیچ بجز ترک جفا نیست گر ترک جفا را نکنی شرط وفا نیست
2 کس بار نبست از سر کویت که دو صد بار در هر قدم او را نظری سوی قفا نیست
1 باور نکنی گر غم دل گفتن ما را بین از اثر اشک به خون خفتن ما را
2 صد بار بهار آمد و یکبار ندیدند مرغان مصیبت زده بشکفتن ما را
1 قسم به عزت و قدر و مقام آزادی که روح بخش جهان است نام آزادی
2 به پیش اهل جهان محترم بود آنکس که داشت از دل و جان احترام آزادی
1 این ستمکاران که میخواهند سلطانی کنند عالمی را کشته تا یک دم هوسرانی کنند
2 آنچه باقی مانده از دربار چنگیز و نِرُن بار بار آورده و سر بار ایرانی کنند