4 اثر از قصیده‌ها ایرج میرزا در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر قصیده‌ها ایرج میرزا شعر مورد نظر پیدا کنید.
خانه / آثار ایرج میرزا / قصیده‌ها ایرج میرزا

قصیده‌ها ایرج میرزا

1 رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود اگر بهشت شنیدی بِساطِ دوشین بود

2 چه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیم چه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این بود

3 عجب شبی به احبّا گذشت و پندارم که چشمِ چراغ در آن شب به خواب سنگین بود

4 جهان به دیدۀ من ناپسند می آمد ولی در آن شب دیدم که دیدۀ بدبین بود

1 ملکا با تو دگر دوستیِ ما نشود بعد اگر شد شده است ، امّا حالا نشود

2 بنشسته است غباری ز تو در خاطر من که بدین زودی از خاطر من پا نشود

3 دلم از طیبت پررَیبَتِ تو سخت گرفت تا شکایت نکنم از تو دلم وا نشود

4 خواهی ار رفع کدورت شود از خاطر من عذر خواهی بکن البّته وَاِلّا نشود

1 برآمد بامدادان مِهرِ انور جهان را کسوتِ نو کرد در بر

2 تو پنداری که زرّین شاهبازی همی گسترد در صحنِ فلک پر

3 و یا از بهرِ اثباتِ رِسالت کفِ موسی همی شد ز آستین دَر

4 و یا گویی عروسی ماه‌رخسار شبِ دوشینه بر سر داشت معجر

1 ساقیِ سیم بر بده ساغر که جهان یافت رونقِ دیگر

2 شهر تبریز فصب تابستان گشته همچون بهار جان پرور

3 ابر بر روی سبزه پنداری ریخت هر بامداد گوهرِ تر

4 باد گویی به مغز بسپارد همه از باغ نَکهتِ عنبر

1 فکر آن باش که سالِ دگر ای شوخ پسر روزگارِ تو دِگر گردد و کارِ تو دگر

2 حسن تو بسته به مویی است ز من رنجه مشو که ز روزِ بدِ تو بر تو شدم یادآور

3 بر تو این موی بود اَقرَبُ مِن حَبلِ وَرید ای تو در دیدۀ من اَبهی مِن نُورِ بَصَر

4 موی آنست که چون سرزند از عارضِ تو همه اعضایت تغییر کند پا تا سر

1 چو شاه بنند دل در جهان به رَشفِ ثُغُور چگونه یارد بستن کمر به حفظِ ثُغور

2 چو شه که جانِ جهانست رنجِ خویش گُزید دگر نگردد جانِ جهانیان رنجور

3 اگر نباشد رایِ بلندِ شه معمار سرایِ دولت و ملّت کجا شود معمور

4 هر آن که گوش به طنبور داد در گهِ بزم به گاهِ رزم خورَد گوشمال چون طَنبور

1 تا شهنشاهِ جهان گردید مهمانِ وزیر متّفق دید آسمان بختِ جوان با رایِ پیر

2 عمر ها پرورده شد در مرتعِ گردون حَمَل تا چنین روزی شود طبخِ خدیوِشیر گیر

3 شیرِ گردون کرد فر به خویش را تا آورند شهریارِ پیل افکن را کباب از رانِ شیر

4 ثَور اندر چرخ باشد منتظر تا خواهدش بهرِ قربانِ قدومِ شه وزیرِ بی نظیر

1 بیضه‌ام رنجور شد از بیضه‌ات دور ای وزیر پرسشی کن گاه‌گاه از حالِ رنجور ای وزیر

2 دیر گاهی شد که از احوالِ تخمم غافلی این چنین غفلت بود از چون تویی دور ای وزیر

3 از همان روزی که شد با تو امورِ خارجه بیضه‌ام از نو ورم کردست پرزور ای وزیر

4 این نه آن خایه است کان را دیده‌ای در کودکی در بزرگی گشته این اوقات مشهور ای وزیر

1 پدرش گفته که با من ننشیدند پسرش مُردَم از غصّه خدا مرگ دهد بر پدرش

2 گر بمیرد پدرش جایِ غم و ماتم نیست زنده ام من ، بنوازم ز پدر خوب ترش

3 لَله را نیز اگر دست به سر می کردم خوب می شد که کشم دست اُبُوَّت به سرش

4 بعدِ مرگِ درش کارِ لَله آسانست به دهن کوبم اگر حرف زند مشتِ زرش

1 هر که را با سرِ زلفِ سیه افتد کارش چون سیه کاران آشفته بود بازارش

2 دی ز کف برد دلم دلبر کی کز درِ حسن سِجده آرند بتانِ چِگِل و فَرخارش

3 واعظ ار بیند یک بار دو چشمِ سیهش وعظ یکسو نهد ، از عشق رود گفتارش

4 مفتی ار بیند خالِ لبِ لعلش ، یکسر ز کف اندازد تسبیح و زِ سر دستارش

آثار ایرج میرزا

4 اثر از قصیده‌ها ایرج میرزا در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر قصیده‌ها ایرج میرزا شعر مورد نظر پیدا کنید.