شرف از علم حاصل کن تو جانا
عزیز آمد همیشه مرد دانا
None
شرف از علم حاصل کن تو جانا
عزیز آمد همیشه مرد دانا
ز مهجوری برآمد جان عالم
ترحم یا نبی الله ترحم
با صحبت جان بوصل جانان نرسی
بر مور نشسته بر سلیمان نرسی
تواضع گر چه محبوبست و فضل بیکران دارد
نباید کرد بیش از حد که هیبت را زیان دارد
خوشا آنانکه سودای ته دیرند
که سر پیوسته در پای ته دیرند
زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
مشک رفت از خانه اما بوی او در خانه ماند