2 اثر از الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی شعر مورد نظر پیدا کنید.
خانه / آثار سنایی غزنوی / حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی / الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه

الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی

قال‌الله تعالی قل لئن اجتمعت‌الانس والجن علی ان یأتوا به مثل هذاالقرآن لایأتون به مثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیراً، و قال عزّ من قائل. ولاحبة فی ظلمات‌الارض ولا رطب ولا یابس الّا فی کتاب مبین، و قال النبی علیه‌السلام: القرآن غنی لافقر بعده و لاغنی دونه، و قال علیه‌السلام: القرآن هوالدواء من کل دواء الّا الموت. و قال ایضا: اهل القرآن هم اهل‌الله و خاصته، و قال ایضا صلوات‌الله وسلامه علیه اصدق الحدیث کتاب‌الله، و قال احمدبن حنبل: القرآن کلام‌الله غیر مخلوق و من قال مخلوق فهو کافربالله العظیم. ,

2 سخنش را ز بس لطافت و ظرف صدمت صوت نی و زحمت حرف

3 صفتش را حدوث کی سنجد سخنش در حروف کی گنجد

4 وهم حیران ز شکل صورتهاش عقل واله ز سِرّ سورتهاش

1 هم جلیلست با حجاب جلال هم دلیلست با نقاب دلال

2 سخن اوست واضح و واثق حجّت اوست لایح و لایق

3 دُر جان را حروف او دُرجست چرخ دین را هدایتش بُرجست

4 روضهٔ انس عارفانست او جنة الاعلی روانست او

1 سرِّ قرآن قران نکو داند زو شنو زانکه خود همو داند

2 چون نباشد ز محرمان بنهفت سرِّ قرآن زبان چه داند گفت

3 کی بنشناخت جز به دیدهٔ جان حرف پیمای را ز قرآن خوان

4 من نگویم اگرچه عثمانی که تو قرآن همی نکو دانی

1 ای ز دریا به کف کف آورده وز مَلک صورت صف آورده

2 مغز و در زان به دست ناوردی که به گردِ صدف همی گردی

3 زین صدفهای تیره دست بدار دُرِّ صافی ز قعر بحر در آر

4 گوهر بی‌صدف درون دلست صدف بی‌گهر درون گِلست

1 رهبر است او و عاشقان راهی رسن است او و غافلان چاهی

2 در بُن چاه جانت را وطن است نور قرآن به سوی او رسن است

3 خیز و خود را رسن به چنگ آور تا بیابی نجات بوک و مگر

4 ورنه گشتی به قعر چاه هلاک آب و بادت دهد به آتش و خاک

1 بهر یک مشت کودک از وسواس نامش اعشار کرده‌ای و اخماس

2 کرده منسوخ حکم هر ناسخ نشده در علوم آن راسخ

3 متشابه ترا شده محکم کرده بر محکمش معوّل کم

4 تو رها کرده نور قرآن را وز پی عامه صورت آنرا

1 باش تا روز عرض بر یزدان گلهٔ جان تو کند قرآن

2 گوید این ماحل مصدّق تو چند باطل کشید بر حق تو

3 گوید ای کردگار می‌دانی آشکارا چنانکه پنهانی

4 شب و روزم بخواند با فریاد داد یک حرف من به صدق نداد

1 کی چشی طعم و لذّت قرآن چون زبان بردی و نبردی جان

2 از درِ تن به منظر جان آی به تماشای باغ قرآن آی

3 تا به جان تو جلوه بنماید آنچه بود آنچه هست وانچ آید

4 تر و خشک جهان درون و برون آنچه موجود شد به کن فیکون

1 مر جُنُب را به امر یزدانش پس نه مهجور کرد قرآنش

2 پسِ زانوی حیرتش بنشاند لایمسّه چو بر دو دستش خواند

3 مُقری زاهدی از پی یک دانگ همچو قمری دو مغزه دارد بانگ

4 قول بازی شنو هم از باری که حجابست صنعت قاری

1 در طریقی که شرط جان سپریست نعرهٔ بیهده خری و تریست

2 مردِ دانا به جان سماع کند حرف و ظرفش همه وداع کند

3 جان ازو حظِّ خویش برگیرد کارها جملگی ز سر گیرد

4 با مرید جوان سرود و شفق همچنان دان که مردِ عاشق و دق

آثار سنایی غزنوی

2 اثر از الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی در سایت شعرنوش جمع آوری شده است. برای پیدا کردن شعر مورد نظر می توانید در این صفحه یا در صفحه های دیگر الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام در حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه سنایی غزنوی شعر مورد نظر پیدا کنید.