ز من و تو شرری از جلال الدین محمد مولوی غزل 2211

جلال الدین محمد مولوی

آثار جلال الدین محمد مولوی

جلال الدین محمد مولوی

ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو

1 ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو که خطا بود از این رو و صواب است از آن رو

2 ز همان رو که زد آتش ز همان رو کشد آتش ز همان روی که مردم کندم زنده همان رو

3 همه عشاق که مستند ز چه رو دیده ببستند که بدانند که بی‌چشم توان دید به جان رو

4 نبود روی از این سو همه پشت است از این سو که نگنجید در این حد و نه در جان و مکان رو

5 به یکی لحظه چریدند همه جان‌ها و پریدند که نباید که ز نقصان شود از چشم نهان رو

عکس نوشته
کامنت
comment