1 بازار تو را کرانهای نیست آزار تو را بهانهای نیست
2 آمد ز دهن دلم ز آتش بیقصه تو زبانهای نیست
3 تا بوده هزار بار بالین در کوی تو آستانهای نیست
4 در کوی تو ناز حسن سوز است بیماتم هیچ خانهای نیست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای عهد تو چون عهد قضا سرمد وی عمر تو چون عمر ابد ممتد
2 سرمد از چرخ توئی ز آنروی ارزانی به ملکت سرمد
1 ای عید ملک و ملت عیدت خجسته باد عالم بسعی تیغ تو از فتنه رسته باد
2 چابک رکاب عمر تو تا منزل ابد بر تیز کام ابلق مدت نشسته باد
1 رمیده جان سعادت رجوع یافت بقالب بدست بوس قدومش گشاده گرد بقا. لب
2 نهاده گوهر اجرام چرخ در دهن مه ز بهر مژده چو بر زد سراز پس تتقق شب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به