1 ای لبت شهر پر شکر کرده لاله را داغ بر جگر کرده
2 خط سبزت به گرد چشمه نوش سر از آب حیات بر کرده
3 لب لعلت ز بهر راحت روح قند را با گلاب تر کرده
4 رفته از دیده در جگر تیرت وز ره دل به جان گذر کرده
5 خم و پیچ خط تو خسرو را داغ دیرینه تازه تر کرده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مگر فتنه عشق بیدار شد که خلوت بنشین سوی خمار شد
2 بگویید با پیر دیر مغان که دین کفر و تسبیح زنار شد
1 گل من سبزه زاری کرد پیدا زمانه نوبهاری کرد پیدا
2 در این موسم که از تأثیر نوروز جهان نو روزگاری کرد پیدا
1 زلف یار مرا به باد دهید باد عنبرفشان زیاد دهید
2 جادوان کز خطش سبق گیرند شحنه ای هم ازان سواد دهید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به