1 چشم مست تو مگر یپرم بمب انداز است یا ز ترکان صحیح النسب قفقاز است
2 چشم مستی که تو داری همه دارند ولی این روش در همه ساده رخان ممتاز است
3 دست خالی زده ام توپ به سودای تو من گر تو خیرم نکنی مشت من اینجا باز است
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ز آمدن فرودین و رفتن اسفند دلها خرم شد و روانها خرسند
2 گلها افروختند آتش زردشت مرغان آموختند ترجمه زند
1 ز بسکه از دل مردم همی برآید دود سیه شده است رخ مه بر آسمان کبود
2 ازین وزیر که شاه اختیار کرده نهاد اساس سلطنتش از فراز رو بفرود
1 شکست دستی کز خامه بس نگار آورد نگارها ز سر کلک زرنگار آورد
2 شکست دستی کاندر پرند روم و طراز هزار سحر مبین، هر دم آشکار آورد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به