1 چرا نه مردم عاقل چنان بود که بعمر چو درد سر کندش مردمان دژم گردند
2 چنان چه باید بودن که گر سرش ببری بسر بریدن او دوستان خرم گردند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 هم ساده گلی، هم شکری هم نمکی بر برگ گل سرخ، چکیده نمکی
2 پیغمبر مصریی، بخوبی و مکی من بوسه زنم، لب بمکم، تو نمکی
1 رحمتی کن پرده از رخ برمیفکن زینهار تا نگردد بعد چندین روز رسوا آفتاب
2 سالها شد تا ببوی لعل و یاقوت لبت رنگ می آمیزد اندر سنگ خارا آفتاب
1 جغد که با باز و با کلنگان پرد بشکندش پر و مرز گردد لت لت
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به