1 چه سود کند، که آتش عشقش دود از دل و جان من برانگیزد
2 پیش همه مردمان و او عاشق جوبنده بخاک بر به بجخیزد
1 شاه ابوالقاسم بن ناصر دین آن نبردی ملک نبرده سوار
1 از شرب مدام و لاف مشرب توبه وز عشق بتان سیم غبغب توبه
2 دل در هوس شراب و بر لب توبه زین توبهٔ نادرست یارب توبه
1 درم در کف تو بنزع اندرست شهادت از آن دارد اندر دهن