1 تا عاقلهٔ ما دل دیوانهٔ ماست یک درد نشان ده، که نه همخانهٔ ماست
2 هر درد که ساغر جهان حصه کند چون درنگری، نصیب پیمانهٔ ماست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 کرد از جهان رحیل جهانی همه شرف ای مملکت علی الله و ای فلک لاسلف
2 چون اسب رقعه دو سپهر پیاده رو فرزین ملک را بر بود از میان صف
1 ای شاه شیر زهره، شکارت خجسته باد فیل دمان بخام کمند تو بسته باد
2 باز تو را که شاه طیور است چون عقاب از گوسفند تخته افلاک مسته باد
1 گر، خاتم مردمی نگین دارد حقا، که ز دست نجم دین دارد
2 رستم جگری که بر در همت رخش فلکی بزیر زین دارد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به