1 به انگشتان پا از زیر کرسی ز کس ها کرده ام احوال پرسی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دیدم اندر گردش بازار عبداللّه را این عجب نبود که در بازار بینم ماه را
2 مردمان آیند استهلال را بالای بام من به زیر سقف دیدم روی عبداللّه را
1 صبح نتابیده هنوز آفتاب وانشده دیدۀ نرگس ز خواب
2 تازه گُلِ آتَشیِ مُشک بوی شُسته ز شبنم به چمن دست و روی
1 تا شهنشاهِ جهان گردید مهمانِ وزیر متّفق دید آسمان بختِ جوان با رایِ پیر
2 عمر ها پرورده شد در مرتعِ گردون حَمَل تا چنین روزی شود طبخِ خدیوِشیر گیر
1 آب حیات است پدر سوخته حَبِّ نبات است پدر سوخته
2 وه چه سیه چرده و شیرین لب است چون شکلات است پدر سوخته
1 ای خایه به دست تو اسیرم بنمودهای از جماع سیرم
2 دستم نشود به تخم کَس بند تا باد تو کرده دست گیرم
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به