1 تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاب از آتش دل، ز دیده میریزم آب
2 اکنون چکنم که بخت برگشته من گفتار بنامه کرد و دیدار بخواب
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 گره گشای سخن خامه توان من است خزانه دار روان خاطر روان من است
2 کشید زین من این دیزه هلال رکاب از آنک شهپر روح القدس عنان من است
1 بزمی است ز لطف خلد پیکر حورانش بکف در آب کوثر
2 آبی که خوی خجالت او سر بر زند از جبین آذر
1 زهی عنصر جوهر آفرینش توئی روح در پیکر آفرینش
2 ز تو دور پذرفت چرخ بزرگی به توسعد شد اختر آفرینش
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **